جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
13
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
در ژرفاى درياهاست بمردم ببخشد در بخشايش او اثرى پديد نيايد و ذخائر احسانش پايان نيابد زيرا گنجينهء انعامش آنسان بيكران است كه درخواست مردمان از ميزانش نمى كاهد و بخشايندهاى است كه بخشش فراوانش از بخشندگيش نكاهد و نيازبرى نيازمندان ساحتش را ببخل نكشاند » در اينجا ، امام مى كوشد كه مردم را از اشتباه بدر آورد تا خداوند را بخويشتن قياس نگيرند و ذات بيكران و نامتناهيش را در محدودهء ماده و امكان محصور ندانند و همچون قوم موسى تقاضاى ديدارش را به چشم سر نكنند كه پاسخ ( وَ لَمّا ) بشنوند پس مردمكهاى چشم را توان ديدن او نيست و ذات نامتناهيش در محصورهء زمان و مكان نمى گنجد ، زيرا زمان و مكان دو پديدهء مادى هستند و ذات واجب حق هرگز به خود ممكن نمى گرايد ، آغاز همهء آغازها است و آغازى بى آغاز است و فرجام همهء فرجامهاست و فرجامى بى فرجام است . پس از آن امام ، صفات خداوندى را هم كه عين ذات او است به بيكرانگى و بى انتهائى مى ستايد و مى گويد هر چه ببخشايد از گنجينهء وجودش كاسته نگردد و از ترس نقصان انعامش به بخل نگرايد ، زيرا چون ارادهاش بايجاد تعلق گيرد ، آنچه بخواهد بوجود آورد و كمبودى در خزائن احسانش پديد نيايد ، بعلاوه آنچه
--> ( 1 ) - خطبهء 90 نهج البلاغه